ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
242
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
خوب ديگر ، از اين به بعد تعقيب بابيها آغاز شد . اين فكر را به شاه تلقين كردند كه توطئهء ريشهدارى ضد او در جريان بوده است ؛ به وى قبولاندند كه بين افراد افواج ، كارمندان دولت ، پيشخدمتهاى خاصه ، روحانيون ، و محافظين و بهطور كلى در هر منزل ، از اعضاى اين فرقه وجود دارد و او يك لحظه بر جان خود ايمن نيست . حتى همسر صدراعظم را كه از اهالى مازندران بود متهم به بابى بودن كردند ؛ با دلايلى موجهتر شاطرباشى و خانوادهاش به الحاد متهم گرديدند . شاه كه از اطراف و جوانب با ترس و وحشت احاطه شده بود به وسيلهاى ماكياولى متوسل شد تا توطئهچيان را قلع و قمع كنند . فراشباشى دربار به نام حاجى على خان در تهران زندگى مىكرد ؛ مردى بود سنگدل كه در انجام هر مأموريتى حاضر بود و به هر سفاكى تن درمىداد ؛ شاه به وى فرمان داد كه همهء بابيها را هرجا هستند پيدا كند و به زندان بيندازد . آنگاه مقرر داشت كه حد اقل يك نفر بابى بايد در اختيار تمام واحدهاى دولتى چه نظامى و چه غير نظامى براى اعدام گذارده شود تا اگر در اين واحد يا آن واحد پيروان مخفى اين طريقه باشند اين اشخاص با شركت خود در كار اعدام براى هميشه پيش همكيشانشان رسوا شوند . اين نقشه نيز انجام گرديد . حاجى على كه ذهن كارسازى داشت پرعذابترين و نفرتانگيزترين طرق مرگ را ابداع كرد . بستن محكوم به دهانهء توپ و پارهپاره كردن او چون مجازات خفيفى بود فقط يكبار اجرا شد ؛ بدنها را تكهتكه و مثله مىكردند ، زير چرخ مىانداختند ، مىسوزاندند ؛ پاها را نعل مىكردند و زجر ديدهها را با اين حال وادار به راه رفتن مىكردند ؛ بدنها را سوراخ و در آن شمع فرو مىبردند و غيره ؛ با تأكيد تمام مقرر بود كه هر فردى از افراد هر واحد بايد شخصا در عمل شكنجه شركت جويد . محكومان جسارت و استقامتى كه ناشى از تعصب بود از خود نشان دادند ؛ احدى توبه نكرد و از هيچكس فريادى و نالهاى از سردرد برنيامد . من خود شاهد اعدام قرة العين بودم كه به دست وزير جنگ و آجودانهايش انجام گرفت ؛ اين زن زيبا مرگ تدريجى را با قدرتى فوق بشرى تحمل كرد . بسيارى ديگر از طرف حاجى على به بابيگرى متهم شدند و اموالشان به غارت رفت ؛ در ولايات نيز حكام به كشتار دستهجمعى دست زدند . مع هذا اين خطر نه از سر شاه رفع شد و نه از سر مملكت . پيروان باب الدين در تملك كتاب مناسكى « 14 » هستند كه تأليف اوست ؛ داراى پيغمبر و كشتهشدگان بسيارى هستند ؛ پس كليهء ظواهر و وسايل را براى پايهگذارى يك نحلهء ريشهدار در اختيار دارند . با بيان بدورافتادهترين ولايات گريختند و برحسب قاعدهء تقيه كه در اين ديار رايج است به كتمان دين خود پرداختند ؛ دستهء ديگرى به كربلا گريختند به اين اميد كه در آنجا به فعاليت علنى جديدى
--> ( 14 ) . نسخهاى از اين كتاب در كتابخانهء سلطنتى تهران موجود است ؛ نسخهاى هم از آن گويا براى نگهدارى در كتابخانهء سلطنتى پطرزبورگ تهيه شده باشد .